من لي غیرك

چشم چشم عباسی

چشم چشم عباسی چیست!

؟

تاب تاب عباسی خدا منو نندازی

+

چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یک گردی

=

آنچه نی نی دادا حفظ کرده:

چشم چشم عباسی:)))

*

*

شعر حفظ کردنش به خودم رفته^ـ^آرام

باز گشت از سودان

خیر سرم اومدم فرجه!چند کلمه میخونم میندازمش کنار کتابو  بیچاره ها غریبی میکنند با من:))

این سری انگار از قحطی برگشتم واقعااا...همش تو آشپزخونه پای یخچال

میرم انار میخورم تموم که شد  سیب؛ تموم که شد لیمو شیرین..همیشه ی خدا هم میگم من گشنمه چرا هیچی تو خونه نیست!!!

واقعا حس میکنم از سودان برگشتم حالا باید جبران کنم!!

 

خخ یه ماجرای جالب این که اتاق من هیچ وسیله گرمایشی نداره تازگی یدونه کرسی برقی گذاشتن اینجا!!

منم همش کنارش خوابم:))نه ببخشید درس میخونم :دی

بریم بقیه دررس:/

ایش ضد حال..

من چیستم!

کلا زیاد تو چالش ها شرکت نمیکنم یا خیلی کم ...چون دوست ندارم کاری که همه انجام میدم منم انجام بدم...کلا فاز متفاوت بودن و اینا!!!

ولی این چالش نا شناس نظر گذاشتن خوبه به نظرم...

کلا با این روش آدم میتونه چند وقت یبار وبلاگشو یه آپدیت بکنه:))

ببینه نظر بلاگرهایی که دنبالش میکنن چیه درباره خودش و وبلاگش.....مخصوصا اون با معرفتاش که هنوز دنبال میکنند^ـ^

بعدم بفهمه چرا وبش تارعنکبوت گرفته خخ

شما هم لطفا به صورت ناشناس بگید نظراتتنون مچکر:))

بلند میشم!!

دارم رفتار های متناقض میبینم!!

کلی رفتارشون  فرق کرده..به خاطر افت شدیدی که پارسال داشتم تو درسام...

همکلاسی ها رو میگم..

اونایی که برای کمک تو هر درسی اسم من از دهنشون نمی افتاد و حساب باز میکردن حالا واسه من خودشونو میگیرن و بالا میدونن!!

اینا اصلا مهم نیست طرز تفکرشونه که انقد زود تغییر کرده..بد شانسی یا این اتفاق ها واسه هر کسی میتونست بیفته.....اون موقع جای من نبودند و امیدوارم هیچ وقت قرار نگیرند تو اون شرایط سخت..

مهم اینه بعد هر شکستی آدم بتونه دوباره بلند شه...من بلند میشم ...میشم همون آدم سابق حتی موفق تر...فقط و فقط کمک و پشتیبانی خدا رو میخام...

سعی میکنم رفتارهای بچه گانه که واقعا باعث ناراحتی مشه نادیده بگیرم...

 من بلند میشم...حتما

چرت و پرت

سلام ...شب یلدای سپری شدتون مبارک!!

شب خوبی بود دومین سال شب یلدا اینجا بودیم به قول بچه ها ترگوندیم:))

خداهم اومد کمکمون و برف فرستاد و تکمیل شد شب   پر خاطره یلدامون.....

امروز اول دی آغاز ثبت نام کنکور ارشد هووووف

چه زود گذشت!!از یه طرف مخم نیاز به استراحت داره یکم از دست این درسا بره مرخصی!

از یه طرفم سال دیگه بخام کنکور بدم مطمئنن زده میشم و نمیخونم!!!و رتبه نمیارم!

حالا چیکار کنم!!تا الان هم فقط رسیدن  درس های ترم رو کار کنم چیزی نخوندم واسش...

جو درس و کنکورم  تو اتاق نیست  که از روی اون ها مشتاق بشم به خوندن چون یا کنکور نمیدن و یه نفرم استعداد درخشانه نیاز به کنکور دادن نداره

+بعد نوشت:

یادم رفت بگم فردا بالاخره میرم قم و جمکران:))

تو این وضعیت عالیه

+

دوستم زنگ  زده یه حرفایی زد  و مشکلیش  رو گفت که ادم از زندگی و اینده سیر میشه

خدایا نمیشه همه ی آدما خوشبخت بشن واقعا!!!

کمک کن دوستمو خدا...

می شود من بگویم خدایا
تو بگویی جان دل؟!
کلمات کلیدی
Designed By Erfan Powered by Bayan