چشم چشم عباسی

چشم چشم عباسی چیست!

؟

تاب تاب عباسی خدا منو نندازی

+

چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یک گردی

=

آنچه نی نی دادا حفظ کرده:

چشم چشم عباسی:)))

*

*

شعر حفظ کردنش به خودم رفته^ـ^آرام

۱۴ نظر

باز گشت از سودان

خیر سرم اومدم فرجه!چند کلمه میخونم میندازمش کنار کتابو  بیچاره ها غریبی میکنند با من:))

این سری انگار از قحطی برگشتم واقعااا...همش تو آشپزخونه پای یخچال

میرم انار میخورم تموم که شد  سیب؛ تموم که شد لیمو شیرین..همیشه ی خدا هم میگم من گشنمه چرا هیچی تو خونه نیست!!!

واقعا حس میکنم از سودان برگشتم حالا باید جبران کنم!!

 

خخ یه ماجرای جالب این که اتاق من هیچ وسیله گرمایشی نداره تازگی یدونه کرسی برقی گذاشتن اینجا!!

منم همش کنارش خوابم:))نه ببخشید درس میخونم :دی

بریم بقیه دررس:/

ایش ضد حال..

۱۶ نظر

من چیستم!

کلا زیاد تو چالش ها شرکت نمیکنم یا خیلی کم ...چون دوست ندارم کاری که همه انجام میدم منم انجام بدم...کلا فاز متفاوت بودن و اینا!!!

ولی این چالش نا شناس نظر گذاشتن خوبه به نظرم...

کلا با این روش آدم میتونه چند وقت یبار وبلاگشو یه آپدیت بکنه:))

ببینه نظر بلاگرهایی که دنبالش میکنن چیه درباره خودش و وبلاگش.....مخصوصا اون با معرفتاش که هنوز دنبال میکنند^ـ^

بعدم بفهمه چرا وبش تارعنکبوت گرفته خخ

شما هم لطفا به صورت ناشناس بگید نظراتتنون مچکر:))

۱۶ نظر

بلند میشم!!

دارم رفتار های متناقض میبینم!!

کلی رفتارشون  فرق کرده..به خاطر افت شدیدی که پارسال داشتم تو درسام...

همکلاسی ها رو میگم..

اونایی که برای کمک تو هر درسی اسم من از دهنشون نمی افتاد و حساب باز میکردن حالا واسه من خودشونو میگیرن و بالا میدونن!!

اینا اصلا مهم نیست طرز تفکرشونه که انقد زود تغییر کرده..بد شانسی یا این اتفاق ها واسه هر کسی میتونست بیفته.....اون موقع جای من نبودند و امیدوارم هیچ وقت قرار نگیرند تو اون شرایط سخت..

مهم اینه بعد هر شکستی آدم بتونه دوباره بلند شه...من بلند میشم ...میشم همون آدم سابق حتی موفق تر...فقط و فقط کمک و پشتیبانی خدا رو میخام...

سعی میکنم رفتارهای بچه گانه که واقعا باعث ناراحتی مشه نادیده بگیرم...

 من بلند میشم...حتما

۷ نظر

چرت و پرت

سلام ...شب یلدای سپری شدتون مبارک!!

شب خوبی بود دومین سال شب یلدا اینجا بودیم به قول بچه ها ترگوندیم:))

خداهم اومد کمکمون و برف فرستاد و تکمیل شد شب   پر خاطره یلدامون.....

امروز اول دی آغاز ثبت نام کنکور ارشد هووووف

چه زود گذشت!!از یه طرف مخم نیاز به استراحت داره یکم از دست این درسا بره مرخصی!

از یه طرفم سال دیگه بخام کنکور بدم مطمئنن زده میشم و نمیخونم!!!و رتبه نمیارم!

حالا چیکار کنم!!تا الان هم فقط رسیدن  درس های ترم رو کار کنم چیزی نخوندم واسش...

جو درس و کنکورم  تو اتاق نیست  که از روی اون ها مشتاق بشم به خوندن چون یا کنکور نمیدن و یه نفرم استعداد درخشانه نیاز به کنکور دادن نداره

+بعد نوشت:

یادم رفت بگم فردا بالاخره میرم قم و جمکران:))

تو این وضعیت عالیه

+

دوستم زنگ  زده یه حرفایی زد  و مشکلیش  رو گفت که ادم از زندگی و اینده سیر میشه

خدایا نمیشه همه ی آدما خوشبخت بشن واقعا!!!

کمک کن دوستمو خدا...

۷ نظر

خارسو جان:)

هم اتاقیم نشسته کلی به مادر شوهرش چیز میگه فلانه بهمانه اصن یه جوریه این دیگه کیه

ما هم نشستیم نگاش میکنیم!اخی چقد بددده این مادر شوهر!!!

بوق

بوق

زنگ زده مادر شوهرش الووو سلام مامان جووووووووووون حالتون چطوره عزیزم خوبید باباجون چطوررن..قربونتتون برم...

دلم واستون تنگیده:///

در حین ای که چشمام از تعجب نعلبکیه!!کلی واسش شکلک در اوردم و جمله هایی که اون موقع میگفت تکرار کردم بلند بلند  ...داشت از خنده منفجر میشد و سعی داشت جلو خندشو بگیره تلفنش که تموم شد ...

از دستش فرار کردم فقط!

نصیحتش به من:نیگا کن بچه تو زندگیت سیاست داشته باش دیگه مجبوری  همچین وقتایی. اینا رو یاد بگیر دو روز دیگه به دردت میخوره به خارسو آیندت بگو:))

خارسو:مادر شوهر به لهجه اصفهانی!!!:)

ا

۶ نظر

عنوان نداریمo_O

آدم باید یکی رو داشته باشه؛وقتی غرغر خونش میره بالا هی باهاش حرف بزنه و غر بزنه....اونم نگه چقد غر میزنی 

ادم باید یکی داشته باشه که بتونه باهاش حرف بزنه سبک شه..هر حرفی...هر حرف دلی 

ادم باید یکی و داشته باشه که وقتی فک میکنه شکسته...پشتش باشه....

تا حالا شده جا و وقت گریه کردن نداشته  باشید!!؟؟

دلم شدیدا غرغر میخواد..

هعی

20:37دقیقه در  سالن مطالعه:/

۸ نظر

دندان پزشک با طعم کاکائو و کاپیچینو

اصلا من موندم بعضی وقتا همچین پشت سر هم بد بیاری میاری که خودت میمونی...خودت میری کلتو میکوبی به دیوار که دیگه جلو اتفاقا بعدی رو بگیری:/

(یکی از دوستام در همچین مواقعی میگه خدا میزنمدا خخ)خدایا توبه:)

مث این چند روز من!!

چند روز که خونه بودم همش دستم به دندونم بود...یه جوری درستشون کرده که هر چی نگاه میکنم انگار شبیه دندون آدمیزاد نمیباشد!!یه جوریه کلا!

(میخوام پیشنهاد بدم به دندون پزشکا یکم اسانس کاکائو یا هر چیز خوش مزه اضافه کنند به موادشون خداییش مزه خیییییییلی افتضاحی میده:/

تازه بگم وسط کار آهنگ نخون میخابونم تو دهنا!!!دندون پزشک های اقا هم همچین فک آدم رو میگیرند چهار تا استوخونش خورد میشه!(آخ فکم)

چند روزه دارم با چهار تا دندون جلویی غذا میخورم دهانم سرویس است..

۱۰ نظر

چند سالته عمویی

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیک

فرا رسیدن ماه ربیع رو تبریک عرض مینمویم:))

امروز با یک پدیده ی خیلی عجیب و عزیب مواجه شدم!!!

عموم امروز از من میپرسه کلاس چندمی:////

به من میگه کلاس چندمی!!!!!!!!!!

پاک ما رو آسفالت کرد!کار من از کلاس چندمی و اینا گذشته!

باید میگفتم سال دیگه میرم اول الان مهد کودکم^ـ^

یه شعر برات بخونم عمویی:/

:))

شاد باشید..

۶ نظر

مرسی که هستی

 

خیلی خوبه که آدما بعضی چیزا رو یا  بعضی افراد رو داشته باشن..

یه افرادی که باهاشون حرف میزنی وقتی پیششونی آروم آرومی..انگار توی بهشت...

وحتی تا ساعت ها بعد پر آرامشییه نفری مث امام رضا...مث وجود مهربونش...

که وقتی از همه جا رونده شدی با قلبت وصل شی بهش.. حتی اگه تو حرم نباشی...حتی اگه فرسخ ها از دور باشی..

 

مرسی که هستی..امام مهربونم

+

کاش میشد این قدرت رو داشته باشی که برگردی به عقب .برگردی و خطاها رو درست کنی...

چرا نمیشه اخه

۵ نظر

حس خوب!

تو تابستون یه کار در نظر خودم عجیب و غریب انجام دادم نوشتن کتاب اینترنتی !!!البته کتاب دلنوشته بود 12 تا متن داشت!!اولین کار بود دیگه.

الان دوباره دارم استارتشو میزنم ان شاءالله به حول و قوه ی اللهی!!حالا ان شاءلله بهتر و بیشتر و مورد پسند تر بشه

خیلی خیلی حس خوبی هست..

مخصوصا امروز که حرف های یه نویسنده ی مشهور رو شنیدم که ما را به وجد آورندی!

این سری باز هم به کمک جناب پازوکی.

قرار بود اگه اون  کتاب اول  خوب بود کتاب دوم هم نوشته شه که مورد قبول واقع شده بود نزد خودشون و تیمشون:)

 

۱۰ نظر

حرفی نیست!

تو یه پستی گفتم یه راه کار بذارید جلوم که خانواده اجازه بده برم کربلا!!!!آخرشم نشد!!

در طی تحقیقاتی کاشف به عمل اومد ثبت نام فقط مخصوص برادران بوده:/// اصلا این موضوع رو به روی خانواده نیاورم همش میپرسن کی رفت از دوستات!میگم نمیدونم اصلا راجبش حرف نزنید باهام!باهاتون قهرم:/

خخ دستی دستی جا موندیما !به همین راحتی....به همین راحتی نشد که بشه مثل همیشه:(

۶ نظر

خمیاااااااازه

اه تا همین الان کلی حرف داشتما همش یادم رفت!

خب اگه قرار باشه غرغر نکنم؛ شکایت نکنم نگم :( اینطوریم...چی بگم؟

غر غر نمیکنم شکایت نمی کنم خیلی هم:)))) اینطوری ام بله ایجوریاس

به قول شاعر خوب به درررک خوب به دررررررک

استاد های گرامی این ترم یه طرحی راه انداختند اینکه هر کلاس خمیازه کشید جلسه ی بعد باید شیرینی بده! هر چی که باشه

کلی این چند وقت خوراکی خوش مزه خوردیم انقدم تیزه خمیازه هیچ کس از چشمش پنهون نمیممونه ..انگار مو هاشو آتیش زدن زود میفهمه خخخ

ولی تا الان نتونسته مچ منو بگیره از بس خفه کردم خمیازه هامو.. والا!!!

بعد یهو میبینی کلی اشک جمع میشه تو چشام  به خطر تحمل خفه کردنش!استاد که پاش رو از کلاس گذاشت بیرون دیگه خودتون حدس بزنید:))

ولی به هر حال قصد دارم شیرینی بخرم سر کلاس زشته میگن خسیسه:/

خسیس نیستمااا خوشم نمیاد مچمو بگیره خیلی ضایعه! ...(وای خمیازم گرفت از بس گفتم خمیازه شما چی خمیازتون نکرفت؟خخ)

بعد نوشت:راستی یه اعنراض نامه بنویسیم امضا کنیم پاش رو به خاطر رفتن مترسک مزرعه...

۱۶ نظر

خدا امشب پیشم بمان

خدایا 

میون این هیاهو میون این شلوغی..

میون ادم های رنگارنگت میون حرفای راست و دروغ بنده هات.

وسط این سادگی ها و ساده بودنا خودت ؛خدایا خودت هوامون رو داشته باش;(

۱۶ نظر

روزناااامه دااارم

یه روز نامه دستم گرفتم دارم فک میکنم چه طوری ترجمش کنم همش رو!

من تو عمرم روزنامه فارسی رو تموم صفحاتش رو نخووندم الان کاملا باید یه روزنامه رو  ترجمه کنم:)

ترجمه رو دوست دارما اما نه متن اقتصادی و سیاسی!

ترجمه ها چرت در میاد در حدی که میزنی زیر خنده!!

کلا باید تنبیه کنم خودمو!!دارم دختر بدی میشم خیلی کمتر تو جمع دوستای عزیزم  هستم!چون به تازکی تحمل بعضی رفتار هاشون سخت شده..قبلا ترها کوتاه میومدم .خوب این اقتضای زندگی جمعی هست ادم ها با فرهنگ ها و رفتار های مختلف ..اما الان نسبت به همون رفتار ها واکنش نشون میدم .

مخصوصا نسبت به رفتار بعضی ها که مصداق این ضرب المثل اند(نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار)بعد که اون جدید رفت دوباره کهنه میشه ماه جیگر گل :/

رفیق زاپاس خودمون!!

کنکورم فوق العاده زیاد ذهنمو مشغول کرده!!خیلی بشتر از خیلی.. مهم اینه بعد هر شکستی بلند شی نه اینکه همون جا ؛جا خوش کنی...

خدایا خودت!

 

۱۰ نظر

کممممممک

لطفاااااااااا کمک کنییید یه راهکار بدین  من یه جور خانواده رو راضی کنم برم کربلااااا واسه اربعین؛ نمیذااارن:((

بابا دانشجوییه هیچیم نمیشه خب/:

چطوره هیچی نگم و برم بعد از اونجا زنگ بزنم بهشون بگم سلام خوبی من کریلام:)

کربلا...

۱۵ نظر

افسرده یدبخت

اصلا بعضی حرفا آدمو میترکونه!!خودت میمونی اصلا!

هم اتاقی جدیدم جلو همه  گفت:منم جای این بدبخت بودم این کتاب ها و درسا رو میخوندم افسردگی میگرفتم!!!

عملا به من گفت بدبخت افسرده

 چرا چون تو بحثشون شرکت نداشتم...

مشکل اینجاس من ناراحتم فوق العاده ساکت میشم یهو و از شانسم این چند وقت که باهم بودیم این مدلی بودم!

خخ ایشون  باید منو در ترم های پیشین  میدید:))

واقعا زود قضاوت نکنیم درباره آدما 

افسرده ی بدبختم  هم همسایه سمت راستته!:)

از کی تا حالا من انقد نازک نارنجی شدم عایا!

۱۲ نظر

چایی معدنی

از اول ترم که اومدیم خوابگاه وضعیت آب تصفیه خراب بود به شدت خراب!!خیلی خیلی خراب 

وقتی میخواستی بطری ها رو آب کنی انکار که یه بطری دوغ گاز دار دستت بود یا  قرص جوشان انداخته بودی داخل آب!

شکایت دانشجو ها این طرف و اون طرف هیچ فایده ای نداره...

مسوولین راهنمایی کردن برید از سلف آب بیارید:|

ساختمان سلف کلا بیرون از خوابگاه و اون طرف تره و  مث اسکلا بریم از آب سرد کن اونجا آب بیارریم؟

۰البته ترمگی که بودیم اینکارو میکردیم سوسول بودیم اون موقع:دی)

 راستی ممنون از راهنمایتون مسولین عزیز ..من نگرانم کمرتون خم شه زیر این همه زحمت و تلاش!!!

اان چند وقته یه آب با مزه خوب و سالممم که مزه کلر و اینا نده نخوردیممم

چاییی که دیگه هیچ اگه جونمون رو دوست داریم فهلا نباید بخوریم  نه آب نه چایی

...دلم چاایی میخااد:/

مگه چای معدنی درست کنیم توسط آب معدنی:))

 پی نوشت:علت این که اینقدر تعداد کامنت ها و سرزدن ها کم شده چی میتونه باشه!

۱۱ نظر

شیرینی تولد!!

کلا واسه این کتاب خیلی ذوق داشتم میدونستم و و از تبلیغات دیده بودم  بر اساس یه عشق واقعیه...جذاب بود و جالب!!!

چند باری تاریخ انتشارش عوض شد...چون نویسنده حساس بود رو کتاب!…

الان دیگه واقعنی میاد کتاب روز تولد نویسنده اماااا به عنوان شیرینی تولد رایگانه:))

فهمیدین از چی حرف میزنم دیگههه کتاب  چهار سال گذشتتت

از دستش ندید!!

حالا وقتی اومد کتاب  و خودم فهمیدم میام میگم   نحوه دریافت رو...

دوستام اینجا بودن میگفتن دیوونه ای نرفتی رشته ادبیات  و نویسندگی تو که اینقد دوست داری این کتاب ها رو/:

۹ نظر

سوتی وحشتناااک

یعنی امروز یک سوتی دادم که واسه کل عمرم کافیه....:))

فامیل یکی از همکلاسی ها با یه استاد ها شبیه همه...امروز طی یک کار اضطراری  میخواستم زنگ بزنم به استاد...زنگ زدم  بعد دیدم صدای یک دختر کوچولو از اونطرف خط میاد

من سلام عزیزم گوشی رو بده بابات!!!

اون:بله؟؟؟

بابات هست گوشی رو بده بهش

اون:شمااااااا؟؟؟

من تو دلم چه بچه پر رویی مث باباشه و پشت گوشی گفتم  من شاگردشم باو گوشی رو بده بهش 

اون:ببخشید منظورتون چیه!!!!

من گوشی رو قطع کردم و دیه اعصابم خوووووووورد شد

بعد چک مردم دیدم زنگ زدم هم کلاسیم!!!!

وای وای وای

یادم که میاد خخخخخخ

جالب اینجاست همکلاسی که شماره منو داشت هیچی نگفت!!!بگه اشتباه گرفتی خخ

والا تقصیر خودشه انقد بچگونه میحرفه و لووس به من چه:|

۱۰ نظر

این روز ها..

گفتم بعد چند وقت (البته این سری خیلی زودتر از سری های قبل)میرم خونه غذای خوشمزه میخورم

امسال اصلا غذا سلف نمیگیریم

1)بیرحمانه گرونش کردن بدون بالا بردن کیفیت 2)  واحد هامون کمه همش اتاق الافیم این میشه که خودمون میپزیم...حالا چه شود دیگه خدا دادند و خودمان:دی

آره گفتیم میام خونه غذا خوش مزه میخوریم اما شانس همراه ما نمیمد خونه..  مامانم تو این چند روز خونه نبودش از اون جاییییی که من خاله شدم به تازگی :))))

رفته اونجا... منم هنوز نی نی رو ندیدم:( و همچنین مادر رو

 خب میگفتم ..به خاطر همین تو خونه هم خودم میپزم غدا!!اصلا خونه داری خیلی خیلی خیلی کار تکراری و حوصله سر بریه!!!!

تا حالا صد بار تو خوابگاه دسته جمعی آش پخته بودیم حدود چهار پنج تا  تا سر آشپز:دی

 یادمه یه بار رشته آشی نداشتیم رشته سوپ ریختیم داخل غذا خخخ چه شد 

الان که تو خونه بودم و رشته دیدم نصفش رو خالی کردم تو غذا یه چیز بدی شد!!!به جا  آش رشته شد رشته آش://

کلا نه کمبود امکانات به درد ما نمیخوره نه وجود امکانات:|

۹ نظر

یا حسین...

سلام دوستان عزیز عزا داری هاتون قبول باشه و ایام سوگواری رو تسلیت میگم

امیدوارم از این ایام بهره ببریم...

ببخشید بابت فونت بد پست های قبلی از اون جایی که لب تاب با خودم نبرده بودم مجبور بودم با گوشی پست بذارم که الان دیدمش فرمتش افتضاحه!!

خیلی خیلی منتظر این محرم بودم خیلی زیاد...کار داشتم با صاحب این روزا....ولی الان ...هی خدا

امسال دارم این روز ها رو تقریبا تنهایی سپری میکنم...وقتایی که دلت میخاد تنها باشی کلی آدم دور و برت هست..برعکس وقتایی که نیاز به شلوغی داری تنهای تنهایی!!! 

طوری نداره ولی:)تو پست های بعدی میگم چرا!!!

فعلا التماس دعا اون ته تهای دعاهاتون:)

۷ نظر

موقت...

تلنگر
ﺑﯿﮕﻨﺎﻩ ﭘﺎﯼ ﺩﺍﺭ ﺭﻓﺖ …
ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎﻻﯼ ﺩﺍﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ
ﭼﺎﻗﻮ ﺩﺳﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﯾﺪ …
ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺧﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﮔﻞ ﻧﮑﺮﺩ …
ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﻭﺭﯼ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩ …
ﺩﺭ ﻭ ﺗﺨﺘﻪ ﻫﻢ ” ﺍﺻﻼ ” ﺑﺎ ﻫﻢ ﺟﻮﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ …
ﺑﺎﺭ ﮐﺞ ﻫﻢ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﺳﯿﺪ …
ﺑﻪ ﺩﻋﺎﯼ ﮔﺮﺑﻪ ﮐﻮﺭﻩ ﻋﺠﺐ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺍﻭﻣﺪ …
ﺗﺎﺯﻩ: ﮐﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﺎﺭﯼ هم ﻋﯿﺐ ﮐﺮﺩ …
ﻣﺎﻩ ﻫﻢ ﭼﻪ ﺧﻮﺏ ﺯﯾﺮ ﺍﺑﺮ ﭘﻨﻬﻮﻥ ﻣﻮﻧﺪ …
ﻭ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎ ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺁﻭﺭﺩ
ﻭ ﻇﻠﻢ ﻣﻮﻧﺪﮔﺎﺭ ﺷﺪ !!!
ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﻫﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭسیده

۹ نظر

من ترم یکی نیستم!!!

1_رفتم کارت دانشجویی رو پیش مسعول سلف درست کنم...میگه عموجان اول پول باید بریزی بعد غذا بگیری...

میگم باو پول داررره... یه نگاه به شماره دانشجویی میندازه میگه عععع فک کردم 95ی هستی/:

2_با دوستان نشستیم تو محوطه بگو و بخننند.یه ارشد ها که بعدا کاشف به عمل اومد هم رشته ایمه میگه...اخیییی شما ترم چندین تازه اومدین...؟؟؟؟

3-داریم از دانشگاه میریم بیرون دختررره میگه ببخشید دختر خاانم شما ثبت نامتون تموم شد؟؟؟؟

منo_O.

و مواردی که هر سال پیش میاد...ما نیز بهشان میگوییم خیر ما ریش سفیدان خوابگاه و دانشگاهیم اگر  دانشجویان ارشد و دکترا را در نظر نگیریممم...

یادمه ترم یک انقد بهمون میگفتن ترم یکی ترمکی که سال دوم هممون خوشحال از اینکه در اومدیم از سال اولی بودن..

.یه شب تو سایت خوابگاه نشسته بودم بعد یه دختره ریزه میزه اومد پیشمون فلشش مشکل داشت...از رو فایلاش فهمیدم هم رشته ایه بهش گفتم ععع عزیزم ترم یکی  هستی....گفت اره منم کلی فیس اومدم مثلا ترم بالاییشم… بعد در حالی که داشت از خنده منفجر میشد گفت ترم یکی هستما ولی ترم یک دکترااا

کلا دماغ سوخته هنوز بوش تو سایت میاد!!!

۲۰ نظر

آلزایمر حاد

وبلاک کوچولوی عزیزم...هر چی هم سوت و کور باشی  و تار عنکبوت بگیری خودم دوست دارم^_^

خودم جان عزیزم....مرد باش....بایست...نبینم ساکت باشی..نبینم فکرای,الکی کنی...

خدا جان عزیز هوامونو داشته باش...:))تچکررر

~~~

عجیبه هااا چرا من انقد کم حرف شدم یهو!

اووه چقد با اولای وبلاگ فرق کردم…

چه پستایی میذاشتم:))اخیییییی

الان حتی جواب کامنت دادنمم شده تک کلمه ای!

الکی مثلا بزرگ شدم:دی

...

از احوال خوابگه هم جویا باشید که نیستید ولی به من چه میخام بگم...

خوب عست سلام میرساند دو تا هم اتاقی جدید داریم با یه لهجه و.گویش با نممممک...

که کلا چیزی ازش نمیفمم و اعصابم خورد میشه..

در حین حرف زدنشون چشام گرده!!!o_O

  

تا حالا شده یه چی رو قایم کنید  تا کسی پیداش نکنه؛بعد خودتون دیگه پیداش نکنید...!!!! اخه کجا گذاشتم این کارت دانشجویی رووو من..

یه جای گذاشتم به عقل جنم نمیرسه:/ 

۱۴ نظر

این نیز بگذرد...

‌عروسکی که در پنج سالگی خراب شد
 و کلی غصه اش را خوردیم، در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست..
📝نمره امتحانی که در دبیرستان کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک ریختیم 
و روزگارمان را تلخ کرد در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد و کلا فراموش شده است...
💔آدمی که در اولین سال دانشگاه آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و اشک ریختیم
و بعد فهمیدیم ارزشش را نداشته و دنیایمان ویران شد،
 در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور دور دور شده که حتی ناراحتمان هم نمیکند....
💸و چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم،
 در چهل سالگی یک کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است...
🔴پس یقین داشته باش که مشکل امروزت،اینقدرها هم که فکر میکنی بزرگ نیست...
این یکی هم حل می شود ...میگذرد و تمام میشود...
غصه خوردن برای این یکی هم همان قدر احمقانه است که درسی سالگی برای خراب شدن عروسک پنج سالگی ات غصه بخوری!!!!!
⬅️ همه مشکلات،همان عروسک پنج سالگی است..
۲۰ نظر

اسایشگاه

پدر: پدر دوستت گفت وسایل رو نذاشتن ببریم آسایشگاه گذاشتن تو سالن

من:آساااااااااایشگاااه چیه مگه من زندانیم یا روانیم که میگی آسایشگاه!!

خوابگاه گل من

پدر:کم از دیوونه خونه هم نداره هر موقع زنگیدیم بهت دارید جیغ جیغ میکنید و میخندید و مسخره بازی در میارین  باز به آسایشگاه

من  :|

پدر  *_*

۲۰ نظر

عنوان لازم نیست.....

چقدر گاهی ما آدما بد میشیم...

چقدر قدر نشناس میشیم...

قدر اطرافیانو قدر بودنشونو...

انقدر حواسمون پرت خودمون و کارامونه که بودنشون میشه عادی...

انگار  بودنشون یه چیز عادیه انقد عادی که الان نمیبینیم بودنشونو این که چقد بودنشون خوبه و امان از وقتی نباشن...

تصورش خیلی سخته خیلی.....

خدایاااا... نکنه یه روز بیاد که این اتفاق بیفته...

روزی هزار بار اینا رو برا خودم تکرار میکنم...ولی بازم آدم نمیشم!!

قدر خونواده و با هم بودنمون و بدونیم

خدایا مواظب همشون باش...

۱۳ نظر

آیا وکیلم؟نه دکتری دعوتت کردیم سطح علمی مجلس بره بالا!:/

چقدر من این روزا حس نوشتن گرفتم !!

دقیقا برعکس روزای قبل...

اون موقع ها ک پست های اولیم رو مینوشتم کلی پیام میمد خوشبحالت هیچ غمی نداری :/

دوستامم بعضی وقتا که سرکارشون میذارم تا از فاز بد بیان بیرون همینو میگن!

مهم نیس ولی فک کنند اتفاقا خوبه:)

*****

دیروز روز ازدواج بود یاد یه خاطره نه ؛یه سوتی بازم  نه :یاد دوران بچکی بهتره !افتادم

خداییش نخندید بهم!!

از جمله  افکار من در دوران کودکی این بود فک میکردم هر کس واسه هر دختری اومد خواستگاری مراسم جشن عقد رو میگیرن بعد دختره اینجا باید جواب بده اره یا نه!!!!

بعد تازه هر موقع واسه آبجیم خاستگار میمود میگفتم کی جشن عقد میگیریم!!

وااااااااای من

تازه وقتی مراسم ها بقیه میرفتیم من میگفتم چرا اینا همشون میگن بله چرا هیشکی نمیگه نه اه...خخ

یبارم که یه سریال میگذاشت اسمش یادم نی!!

اونجا عروس سر سفره در جواب وکیلم گفت نه!!!

من کلی ذوق کردم که بالاخره یکی گفت  نه *ـ*

مسخره نکنید حالا خودتون بچگی خیلی خوب بودید والا:))))

۲۴ نظر

حالم یه حالیه...

الان یه حالیم که خودمم نمیدونم چه حالی  

دلم از یه طرف میخاد الان تنها باشم.....از یه طرفم نه اصلا بیشتر میرم تو لک

ازیه طرفم حوصله جمعو ندارم...

از یه طرف میخام برم بیرون تو طبیعت به هیچی فک نکنم یکم!!

از یه طرف نمیشه اصلا..

از یه طرف نمیخام بیام بیام نت و اینجا

از یه طرفم اینجا نیام حرف بزنم پس کجا برم!

سیزده شهریور شد....باید بگم زود گذشت یا نه!!

مهم اینه بگم خوب گذشت یا نه!ناشکری نمیکنماا اصلا میتونستم کاری کنم خیلی بهتر بگذره ...

خیلی دلم یه سفر میخواست خیلی خیلی مخصوصا زیارتی دوسه بارم جور شد اما هربار یه مشکلی پیش اومد که بهم خورد...یه سری هم جور شد خودم برم با بچه ها اما اونم بهم خورد(به طور بدرقمی خورد تو ذوقم)

همه ی انرژیم گرفته شده بود دلم به تابستون  خوش بود که....

الان فک کنم بهتر باشه زنگ بزنم به دوستم بریم بیرون ...اونم الان به خاطر مشکلش دپرسینگه حاده یهو دیدی تو جاده انداختمو تو دره!! راحت!

۱۵ نظر
مهربانیم را چنان گریاندند
که
بوی نا گرفت
نا مهربان شدم......
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان