من لي غیرك

مالمولک!

میگه یه مالمولک برام بکش!!

هر چی فک میکنم تصویر واضحی از این موجود خبیث  نمیتونم تو ذهنم بیارم تا نقاشیشو بکشم!

نتیجش میشه عکس زیر..:))

بعد میگه عه پس چشماش کو؟

که اونم میکشم:)

حالا هر کی بهش میگه این چیه میگه مالمولک;)

یه دوست داشته شدن اینجوری براتون آرزو میکنم:))

 دو سه رو پیش زیاد حالم خوب نبود؛ خانواده بهم گفتن پاشو برو دکتررررر 

دختر کوچولومون فرموود :نه نبریدش دکتررر من دوووسش دااارم !!خودش خوب میشه..:))

خانواده در حالی که از پیشتیبان کوچولوم و تایید و ذوق مرگی  من حرص میخوردن دوباره گفتن: پس پاشو خونه رو جارو کن اگه خوبی :|

وایشون در دفاع از عمه ی عزیزش فرمودن:نهههههه عمم کمرش درد میگیره:))

و اینبار به شوخی و حرص محکم با دست زدن پشت کمرم !!

ایشون در حالی   داشت گریش میگرفت فرمود:عههه چرا میزنیندش و حتی بلند شد  شخص ضارب رو بزنه :))

نمیدونین چقد اونروز ذوقشو کردم:) 

این کنارم باشه کسی جرات نداره چپ نام کنه:))

قربون دوست داشتناش*_*

می شود من بگویم خدایا
تو بگویی جان دل؟!
کلمات کلیدی
Designed By Erfan Powered by Bayan