من لي غیرك

با کمی تاخیر!

دزدی

هر کسی تو خوابگاه  یا امثالش زندگی کرده قطعا زیاد با اعلامیه ی رو به رو مواجه شده!!

کلا از این سری اتفاقات زیاد میفتاد و همیشه هم یه همچین اطلاعیه ای شخص مال برده  میزد:))

بعد تازه پست واری بچه ها هم میومدن زیرش نظر میگذاشتن

مثلا: اگه پشت گوشتو دیدی کفشتم دیدی ..یا اوی دزده پالتو منم بیار:|

یکی از این دزدا اول سال کفش جدید دوستمو.. نه ببخشید هم کلاسیم رو دزدید و آخر سال کهنه و پاره شده تحویلش داد،گذاشت روی جا کفشی اتاقش:))

یکی دیگه غذای پخته و آماده رو از توی اشپزخونه روی گاز بر میداشت میرفت:| و چیز هایی دزدیده میشد که قابل گفتن نیس اصلا!!!در این حد وسیله شخصی بود!

زیادش لب تاب و گوشی بود که اگه حواست نبود یه در اتاقو شبا قفل نمیکردی صد در صد میبردن..

این عکس رو یه زمانی گرفته بودم  جز عکس هایی بود که میخاستم آپلود کنم اینجا اما وقت نکرده بودم...الان دیدمش گفتم کارمو به پایان ببرم...

+هر موقع ناراحتم گذاشتن پستی که باهاش یه لبخند رو لب کسی بیاد حالمو خیلی بهتر میکنه:)

مگه میشه آخه؟؟!!

هر چی فک میکنم هر چی تلاش میکنم نمیتونم به خودم بقبولونم که یه نفر که مثلا متولد سال هفتاده الان داره ماه ی اخر بیست و شش سالگی رو طی میکنه.....!!!!!!!

اصلا نمیتونم درک کنم ما دهه هفتادیااااا انقدر یهو کی بزرگ شدیم!!!

همه تصورم برای این سن بیست تا  سی مال دهه شصتی هاست فقط!:))

+این دی ماه خیلی داره زود میگدره یکی بگیره جلوشو!!!

دوست دارم!

میخوام یه تحریفی تو چالش 13 دلیل برای ادامه زندگی  انجام بدم و بجاش؛چند دلیل بخاطر دوست داشتن خودم بنویسم

دوست داشتن خودمون

..چیزی که هممون بهش احتیاج داریم؛ حتی قبل از فکر کردن برای ادامه زندگی  و من این روز ها بیشتر احتیاج دارم بهش..آخه احساس بی فایده بودن بدی دارم این روزا

           1)خودمو دوست دارم چون میدونم خدا هم منو دوست داره!واقعا این حس رو دارم...انقد دوستم داره که حتی  وقتی دارم یه خطایی مرتکب میشم به  یه نحوی حالمو میگیره که یعنی اوی بچه.. پاتو درست بذار...

            2)دوست دارم چون تا خودم خودمو دوست نداشته باشم به اندازه کافی کسی هم نمیتونه بهم احترام بذاره و یا دوست داشته باشه البته همه خیلی دلشون بخاد منو دوس داشته باشن:/ 

باز هم هستا اما این دو تا مهم تررینشه یعنی اصل مطلبه برام  :)

عنواااان لازم نیست !!!:

اوووم

یه سوال دارم ار قدیمی های وبم :کسایی که از قبل تر و  گذشته دنبال میکنن وبم رو

به نظرتون طرز نوشتن من فرق کرده ؟

منظورم از لحاظ شاد یا غمگین نوشتنش نیس

نوع نوشتن و سبکش ..

قبلا راحت تر مینوشتم الان یه جمله بخوام بنویسیم صد بار تغییرش میدم!!!

کلا این پست را ناشناس طور فعال میکنم که نظراتون رو درباره وب طرز بیان و اینا بگین:)

ممنون میشم:)

نان جان من

از جمله هنر های من اینه که وقتی قراره هرزگاهی  به تعداد خیلی کم درسال که خودمون نون میپزیم...من  جهت نشون دادن هنر خودم دست به کار میشم که یک عدد از اون نون ها رو به صورت دااایره ای دربیارم همچین چبزی تحویلی بدم 

تکرار میکنم این قرار بوده یه نون خانگی گرد بشه :))

نان

خیلی خوبه که خودمون برا خودمون شادی ایجاد کنیم حتی اگه دلیلش همین خراب کاری ها باشه...

تنبیه!

به نظرتون بهترین موثرترین  تنبیه برای کسی که کنکور داره و قشنگ درس نمیخونه چی میتونه باشه؟؟!!

اقا خیلی درس نخوندن و امتحان ندادن زیر زبونم مزه داده :))

(همین الان  مامانم داره غر میزنه ول کن لب تابو  پاشو درس بخون:))

هشتک من آدم نمیشم:|

می شود من بگویم خدایا
تو بگویی جان دل؟!
کلمات کلیدی
Designed By Erfan Powered by Bayan